تبلیغات
تیتان ها به پیش - زندگی نامه ی رابین ها
شعار مخصوص رئیس تیتان ها تیتان ها به پیش

زندگی نامه ی رابین ها

یکشنبه 6 تیر 1395 08:10 ق.ظ

نویسنده : Rεŋųℓŧ ą√ąŧąŗ
اولین رابین و نایت وینگ : "دیک گریسون"



تبدیل شدن به "رابین"

نامِ "رابین: پسر شگفت انگیز" و لباس اصلی قرون وسطا مانند او، از قهرمان افسانه ای رابین هود، الهام گرفته شده است.دیک گریسونِ جوان در اولین روز بهار به دنیا آمد. مادرش او را " رابین کوچولو" صدا میزد. اما خبری نداشت که این نام کوچک تا چه اندازه در زندگی پسرش تاثیر خواهد گذاشت.همچنین، زمانی که او طناب بازی میکرد،مادرش را به یاد رابین می انداخت.

دیک گریسون، یک آکروبات نیمه رومانیایی (کولی) سیرک "هالی" بود، جوانترین فرد خانواده اش که او را "گریسون پرنده" می نامیدند. از بدو تولد در آکروبات آموزش دید . در سن جوانی در سیرک به اجرای نمایش می پرداخت. با اولین نمایشی که در شهر گاتهام داشت بعنوان "گریسون پرنده" مرکز توجه همگی قرار گرفته بود، و آنجا بود که از او خواستند که با خانواده جیک دریک و پسرش تیم دریک که بعدها به رابین تبدیل میشود، عکس بگیرد. همان لحظه بود که دیک به تنها قهرمان دنیای تیم، تبدیل شد.

هنگامی که در شهر گاتهام، اجرا داشتند، متوجه شد که "رئیس"، "تونی زوکو"، سردسته گروهی دهشتناک و خلافکار و معروف، افراد سیرک را تهدید کرده است، مگر اینکه مالک سیرک برای محافظت از آنها پول بدهد. مالک سیرک از این کار سرباز زد و آن شب، دیک در ترس و وحشت فراوان، شاهد قتل پدرو مادرش جلوی چشمان تمام مردم گاتهام بود. دیک جوان از اینکه نتوانسته بود به موقع به پدر و مادرش هشدار بدهد، احساس مسئولیت می کرد.




"فرشته نجات"

مدتی پس از این تراژدی، در داستانِ "سالگرد سوم و اول : رابین"، دیک به دلیل اینکه پرورشگاه ها پر شده بودند، به ندامت گاه نوجوان ها، فرستاده شد، که در آنجا پی در پی مورد ضرب و شتم و آزار و اذیت از طرف دیگر بچه ها، قرار میگرفت و بهمین دلیل او را به یک یتیم خانه کاتولیک فرستادند. بروس وین دیک را از آن وضعیت نجات داد و بعنوان قیم، او را به فرزندی قبول کرد. دیک به این خاطر که نمیخواست، یک بیلیونر را جانشین پدرش کند و از بی توجهی های بروس نسبت به او نیز خسته شده بود و هنوز قتل پدرو مادرش نیز یک معما بود، از امارت وین فرار کرد تا به دنبال حل این قتل برود، اما با بتمنی مواجه شد که او نیز در حال تحقیق در مورد این قتل بود.

بعد از اینکه در غار بتمن از خواب بیدار شد، و متوجه میشود که "بروس وین" همان بتمن است به شدت جا میخورد. آنها به کمک یکدیگر توانستند، مسئولیت قتل را گردن "زوکو" بیندازند اما او قبل از دستگیر شدن، با یک حمله قلبی فوت کرد.بتمن که انعکاس خود را در دیک می دید، به او تنها فرصت زندگی اش را پیشنهاد داد که در کنار بتمن، با جرم و جنایت به مبارزه بپردازد. دیک، نام "رابین" را که مادرش روی او گذاشته بود، برای خود انتخاب کرد، و از آنجا بود که آموزش هاش او توسط بروس آغاز میشود.
رابینِ اول و بتمن، هر دو وجه مشترکی در زندگی خود داشتند، هر دو پدر و مادر خود را به دستِ خلافکاران از دست داده بودند و همین موضوع باعث شده بود که بین این دو، یک رابطه قوی ایجاد شود.

بروس، شش ماه به دیک جنگیدن و مهارت های کارآگاهی را آموخت. در نهایت، دیک باید از سد امتحان نهایی بروس، "دستکش بلند(Gauntlet)" نیز میگذشت . دیک باید بدون هیچ کمکی از شوالیه تاریکی و به تنهایی، یک شب تا صبح در شهر گاتهام، گشت میزد. دیک در این امتحان موفق شد و توانست یکی از گنگسترهای گاتهام "جو مینِتو" را تحویل قانون دهد. از آن به بعد بود که دیک در کنار بتمن به مبارزه پرداخت.

رابین وقتی 17 ساله اش بود، جوکر به شونه اش شلیک میکنه، و همین باعث میشه که بتمن از ترس از دست دادنش، لباسش را کنار بگذاره. دیک متوجه شد که دیگه بزرگ شده و نیازی نداره که به بتمن تکیه کنه و در ضمن با روش کار بتمن هم موافق نبود، بتمن از شکنجه برای مبارزه با خلافکاران استفاده میکرد و دیک از این روش خوشش نمیومد. وظایفی که در تیتان داشت و استقلال جدیدی که گرفته بود، دیگه وقتی براش باقی نمیذاشت که با بتمن در شهر گاتهام بگرده. اون همین طور بعد از یه ترم از دانشگاه هادسون بیرون انداخته شده بود.

بتمن از این تصمیم دیک زیاد خوشحال نبود وبه همین به او گفت که اگر نمیخواهد دیگر با او همراه باشد باید اسم رابین را کنار بگذارد. دیک بعد از این موضوع، ملک وین را ترک کرد و این دوستان تیتانی او بودند که بعد از این ماجرا به او کمک کردند که از جمله آنها "آتش افروز(Starfire)" بود که یک بیگانه زیبارو بود و دیک عاشق او شده بود. بعد از آن دیک رهبری تیتان ها را به واندر وومن واگذار کرد.




تبدیل شدن به "نایت وینگ"

او سردرگم شده بود و نمیدانست که به چه کسی روی بیاورد. بنابراین به نزد تنها کسی رفت که واقعا میتوانست به او کمک کند: سوپرمن! او مدتی نیز همکار سوپرمن بود. دیک، مبارزه با جرم و جنایت را کنار گذاشته بود اما نمی توانست زندگی خود را جور دیگری تصور کند. ولی اگر نمیتوانست رابین باشد، پس چه کسی باید میشد؟

سوپرمن جواب او را داشت.در گذشته های دور، بر روی سیاره کریپتون، خانواده او درست مانند دیک، پسری را به فرزندی قبول کرده بودند.کسی که آرزوی دنیای صلح آمیز و پر از عدالت را داشت، و میخواست به مردم کریپتون کمک کند. هویت واقعی او هیچگاه فاش نشد. ولی او را با نام "بال شب(Nightwing)" می شناختند.

گریسون درمانده از همه جا، تبدیل به اولین نایت وینگ شد. لباس او از پدرش الهام گرفته شده بود.
نایت وینگ در نهایت از سایه ی بتمن، بیرون آمد و تیتان ها را در زمان های دشواری، رهبری کرد.دیک در داستان توسط "brother blood"، شستشوی مغزی میشود و رابطه او با آتش افروز نیز به خوبی پیش نمیرود. و در انتها، متوجه شد که بتمن، رابین جدیدی را آموزش داده است. این رابین جدید کسی جز "جیسون تاد" نیست.

مدتی بعد، مشخص شد که زوکو قاتل پدر ومادر ریک، هنوز زنده است و کشته نشده و با دولت برای اطلاعاتی که در اختیار دارد، معامله کرده است بتمن که به این موضوع پی برده بود برای محافظت از دیک چیزی به او نگفت، اما وقتی دیک این موضوع را فهمید به دنبال او رفت تا او را بکشد. اما یکی از خلافکارهای گنگستر که دشمن او بود، هنگام آزاد شدنش از زندان ، به او تیر خلاص میزند. وقتی میفهمد که بتمن از زنده بودن زوکو خبرداشته، از دست او عصبانی میشود و این اتفاق باعث میشود که بین دیک و بتمن دلخوری ایجاد شود که هیچگاه به طور کامل رفع نشد.

در این حین در شهر گاتهام، بتمن تقریبا بدست بین کشته شده بود، و دیک را مجبور به بازگشتن کرد، پس از این ماجرا، وقتی دیک به تیتان بازگشت، متوجه شد که رهبری را به دست "آرسنال" داده اند و بنابراین آنجا را ترک میکند و نزد بتمنی برمیگردد که هنوز خوب نشده بود. او به بتمن پاسخ مثبت میدهد و برای مدتی، بجای او لباس بتمن را بپوشد.

به دلیل اینکه نویسندهٔ کمیک‌های Nightwing تغییر میکند، مجبور می‌شوند که دیک را به قتل برسانند. مقدمهٔ قتل نایت وینگ از چند قسمت قبل از قسمت آخر شروع میشود و سپس شخصیت واقعی نایت وینگ فاش می‌شود و بنا بر این، دیک خود را به مرگ می‌زند. البته بعد از آن، آقای Tim Seeley نویسنده جدید داستان های نایت وینگ، شروع به نوشتن کمیک‌های جدید دیک میکند.

دومین رابین نقاب سرخ جیسون

"جیسون تاد و بتمن"

جیسون تاد، یکی دیگر از سری شخصیتهای کمیک است که بعد از اینکه رابین اول، "دیک گریسون" بعنوان "نایت وینگ" به تیتان رفت، به رابین دوم تبدیل شد.

جیسون به اندازه دیک، محبوب نبود، به همین دلیل دی سی، یک نظر سنجی در مورد جیسون تاد گذاشت که او بمیرد یا زنده بماند؛ که بیشتر خوانندگان به مرگ او رأی دادند. البته بعدها، دی سی، دوباره جیسون تاد را زنده کرد و به این ترتیب او به نقاب سرخ دوم (red hood) تبدیل شد. یک ضدقهرمان که از جهات بسیاری شبیه به بتمن بود ولی بر خلاف او تبهکاران را می‌کشد، کاری که هیچ وقت بتمن حاضر به انجامش نیست.

جیسون تاد گذشته ای همانند دیک گریسون داشت.همانند دیک، از آکروبات بازهای سیرک بود که پدر و مادرش بدست خلافکاری به نام "کیلر کروک" کشته میشوند. بتمن، جیسون فقیر را در حالی می‌یابد که سعی در دزدیدن لاستیک‌های بت موبیل دارد. بروس وین که در جیسون، روحیه مبارزه با جرم و جنایت را می بیند، تصمیم میگیرد که او را به فرزندی قبول کند.

برخلاف دیک، او شخصی خشن،بی فکر و بی پرواست که لباس سیرکی خود را برای مبارزه با جنایتکاران میپوشد تا اینکه دیک لباس رابین خود را به او میدهد. همان موقع است که جیسون موهای قرمز رنگ خود را به مشکی تغییر رنگ میدهد. و بعدها زیر آموزشهای بتمن، به آدم خشنی تبدیل میشود که "رابین دوم" نام میگیرد. تاد تا شش ماه بعد از آموزش های بتمن، لباس رابین را بر تن نمیکند.

جیسون در لباس رابین، بسیار بی فکر و بی ملاحظه عمل میکند، و همیشه جان و خود و بتمن را در خطر قرار میدهد، به همین دلیل بتمن تصمیم میگیرد که شنل رابین را از او بگیرد که با اصرارهای جیسون از این کار منصرف میشود.جیسون، بعدها شناسنامه خود را پیدا میکند و متوجه میشود که اسم یک زن دیگر بعنوان مادرش در آن نوشته شده است. بنابراین تصمیم میگیرد که به دنبال مادر خود بگردد.  


"غم و اندوه"

جیسون برای یافتن مادرش، به خاورمیانه سفر می‌کند و با بتمن مواجه میشود که به دنبال جوکری میگردد که از بیمارستان آرکهام فرار کرده است. 

جیسون به او توضیح می‌دهد که در جستجوی مادر حقیقی خود است. بتمن یکی از سه اسمی را که جیسون، احتمال میداد، مادرش است، را میشناسد. او "ساندرا ووسان" نام داشت که در واقع قاتلی به نام لیدی شیوا (Lady Shiva) است. اما بتمن پس از درگیری با شیوا، متوجه میشود که او، مادر جیسون نیست. 

در داستانِ مرگ در خاندان (Death in the family) ، بعد از جستجوی فراوان، جیسون بالاخره مادر واقعی خود را که شیلا هیوود نام داشت، پیدا میکند. اما شیلا به دلیل اینکه جوکر از کارهای سری او خبر داشت، پسرش را به جوکر می فروشد.



!!! HA HA HA 

در جنگی که بین رابین و بتمن و جوکر اتفاق می افتد، جوکر، جیسون را در یک انبار زندانی می‌کند و پس از شکنجه دادن او، انبار را منفجر می‌کند و جیسون را می‌کشد. این اتفاق تاثیر بدی روی بتمن میگذارد، شخصیت او تاریک‌تر می شود و با خشونت بیشتری به مبارزه‌ با جرم و جنایت ادامه میدهد.

نقاب سرخ (Red Hood)

با کشته شدن جیسون، بتمن، رابین سوم، "تیم دریک" را آموزش میدهد. در همین زمان بود که شخصی در لباس قدیمی جوکر، با لقب "نقاب سرخ" به گاتهام پا میگذارد و به کشتن جنایتکاران می پردازد. این نقاب سرخ کسی جز "جیسون تاد" نبود.

جیسون با بازگشت "Superboy-Prime" از بهشت به واقعیت، دوباره زنده میشود و از تابوت خود بیرون می آید. اما به دلیل اینکه زخم های او که توسط جوکر به او وارد شده بودند، خوب نشده بودند، یک سال در کما می ماند و وقتی بهوش می آید، با تالیا الغول آشنا میشود.

تالیا او را وارد چاه لازاروس میکند تا دوباره سلامتی کامل خود را بدست آورد. هنگامی که وارد چاه میشود، پدرش راس الغول نیز در چاه بوده است و به دلیل بودن راس در چاه و انرژی چاه، جیسون با عقل و جسمی ناسالم به این دنیا بازمیگردد، او دیگر نه حس و عاطفه ای داشت و نه درد و رنجی را حس میکرد. 

راس بجای کشتن او تصمیم میگیرد که دوباره او را وارد چاه کند و با این کار تمام احساسات و خاطرات جیسون، دوباره باز میگردد. تالیا پس از بهبودیجیسون، او را راضی میکند که باید انتقام مرگ خود را بگیرد، وقتی متوجه میشود که بتمن از نکشتن جوکر، بعد از مرگ جیسون پشیمان نیست،از دست او خیلی عصبانی میشود و به شنل قرمز (red hood) تبدیل میشود.
بنابراین جیسون توسط تالیا برای کشتن بروس وین و جوکر آموزش داده میشود. 

در داستانی که جوکر،در حال تلاش برای آتش زدن نقاب سیاه و همراهانش است، بتمن از راه میرسد و آنها را نجات میدهد و آنجاست که متوجه میشود، جیسون، همان نقاب سرخ است. بتمن، جیسون را در حالی پیدا میکند که در حال شکنجه جوکر است، وقتی از کشتن جوکر به درخواست جیسون، خودداری میکند، جیسون به بتمن تیراندازی میکند که تیرش به خطا میرود. جیسون بعد از آن ساختمان را منفجر میکند و سپس برای همیشه گاتهام را ترک میکند.




ادامه دارد.... 







دیدگاهها : نظرات
آخرینویرایش: - -